محمد حسينى همدانى نجفى
54
درخشان پرتوى از اصول كافى ( فارسى )
در نتيجه اينكه رابطه و تابش نور هستى موجودات جهان آخر بطور شهود و ظاهر كه همه اهل ايمان اين رابطه است بطور شهود روانى مىيابند و مىفهمند نه مانند عالم طبع كه نيروى تأثير وابسته بموجودات نسبت به يكديگر در رابطه علت و معلول است . خلاصهء اهل ايمان كامل در قيامت بمقام قدس رسيده و نظر آنان ملكوتى و بر موجودات احاطه علمى و شهودى خواهند داشت از نظر اينكه اهل ايمان نيز در اثر مقام اراده مطلقه كه ظهورى از علم و احاطه و قدرت قاهرهء كبريائى نصيب او شده بر همه موجودات بطور ظلى و پرتوى ربوبى احاطه علمى و شهودى خواهند داشت . با توجه باينكه همه نعمتهاى مادى و معنوى و جسمانى عالم بهشت پرتوى از اهل ايمان و ظهورى از ايمان و تقوى و اعمال صالحه آنان خواهد بود در حقيقت همه نعمتها معلول و آثار و پرتو وجود اهل ايمان خواهند بود يعنى نعمت وجود هستى و فيوضات وجودى حق سبحانه در بهشت آغاز بروح و بدن اهل بهشت افاضه مىشود سپس نعمتهاى مادى و غير مادى سرازير مىشود در حقيقت فيض وجود كه به نعمتها ميرسد از پرتو ارواح و ابدان نورانى اهل و ساكن بهشت خواهد بود . بدين جهت اهل ايمان مقام آنان مقام علت و سبب و افاضه به نعمتهاى الهى است كه بهر يك اختصاص خودشان يافته است يعنى به نظر ملكوتى و قدس روحى نظر به موجودات و نعمتهاى اختصاصى خودشان مىنمايند از آن جهت اراده هر فردى در حدود نعمتهاى زياده بر تصور كه به آنان اختصاص دارد ارادة قاهرة و به طور كذائى جنبه خالقيت خواهند داشت كه باذن ساحت كبريائى هر فردى از اهل و ساكن بهشت نسبت بخواستههاى خود قاهر و خالق خواهد بود و بدون شرط و تاخير علت تمام همان اراده قاهره هر فردى از اهل ايمان ساكن بهشت نسبت بحدود وجود خود خواهد بود . برحسب آيه كريمه وَ إِنْ مِنْ شَيْءٍ إِلَّا يُسَبِّحُ بِحَمْدِهِ وَ لكِنْ لا تَفْقَهُونَ تَسْبِيحَهُمْ نظر باينكه هر موجودى به همان قدر كه از پرتو هستى و فيض وجودى بهرمند است